برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 31 مرداد 1395 ساعت: 0:19
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:43
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:43
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:43
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:43
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:43
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: جمعه 29 مرداد 1395 ساعت: 2:42
این تابستان خوشبختانه برای اولین بار در شهر ما کلاس های زبان فرانسه برگزار شد و من از فرصت استفاده کردم و در این کلاس ها شرکت کردم.
فکر نمی کنم چیزی به اندازه یادگیری یک زبان جدید برای انسان لذت بخش باشد! اما چیزی که من قبل از شروع کلاس ها نگرانش بودم این بود که این زبان تقریباً پنجمین زبانی می شود که من (و تقریباً همه ایرانی ها) با آن درگیر می شوم. فارسی به عنوان زبان مادری، انگلیسی به عنوان زبانی که بیش از ۱۵ سال است یا کلاس می روم یا آن را تدریس می کنم و رشته دانشگاهی من هم به حساب می آید، عربی به عنوان زبانی که اولین علاقه من بوده و هست و تا حد قابل قبولی با آن آشنا هستم، ترکی به عنوان زبانی که از طرق مختلف یک چیزهایی یاد گرفته ام و حالا زبان فرانسه!
سؤالی که مطرح است این است که:
در این مورد، برخی توضیحاتی که از دروس رشته زبان، دوره های آشنایی با عملکرد مغز و اینترنت در ذهنم جمع آوری کرده ام را بیان می کنم:
دقت کنید که ما اختلالی داریم به نام زبان پریشی یا Aphasia یا آفازی که البته بیشتر به آن نوع بیماری گفته می شود که به خاطر آسیب مغزی رخ می دهد (مثلاً بر اثر سکته مغزی) و کاربر امکان تکلم ندارد. اما این اختلال را من در کودکی که پدر و مادرش هندی بودند و در ایران زندگی می کردند و او را به کلاس زبان انگلیسی فرستاده بودند دیده بودم. یعنی در سنین کم که هنوز بخش ورنیکه و بروکا (که مسؤول صحبت و درک صحبت هستند) در مغز به طور کامل رشد نکرده، بچه درگیر سه زبان مختلف شده بود: هندی، فارسی و انگلیسی! همین باعث شده بود دچار زبان پریشی شود و خیلی از کلمات را جابه جا به کار ببرد! از بس کلمات را جابه جا گفته بود و بقیه خندیده بودند، ترسیده بود و دیگر به هیچ وجه صحبت نمی کرد! کلی روانشناسی و زبان شناسی کردند تا دوباره راه افتاد!
پس به نظر می رسد یادگیری همزمان چندین زبان در کودکان، کار خطرناکی باشد! اما در سنین بالاتر این مشکل به این شدت رخ نمی دهد، اما مشکلاتی مانند مشکل «تداخل زبانی» یا Language Interference در این حالات دور از ذهن نیست. شما وقتی زبان هایی را یاد می گیرید که ریشه های یکسان دارند معمولاً دارای شباهت هایی هستند که همین شباهت ها مشکل ساز می شوند. (مثلاً زبان انگلیسی و فرانسوی) تداخل زبانی امری کاملاً طبیعی و در برخی مواقع غیرقابل اجتناب است، اما خوشبختانه بعد از مدتی قابل حل است.
پیشنهاد می شود که زبان هایی که ریشه های یکسان دارند را به طور همزمان یاد نگیرید. من انگلیسی را به حدی رساندم که درک آن تقریباً مانند زبان مادری ام راحت (یعنی بدون نیاز به پردازش زیاد در مغز) بشود و سپس به سراغ فرانسوی رفتم اما در همین کلاسِ ما، جوانی هست که دقیقاً بعد از کلاس فرانسوی، کلاس انگلیسی دارد! این نوع یادگیری ممکن است تا حدی اختلال ایجاد کند.
در جایی آمده است که:
از نظر تئوری ذهن شما اگر دو فعالیت را با هم انجام دهد نسبت به زمانی که یکی از آن فعالیت ها را به تنهایی انجام می دهد عملکرد ضعیف تری دارد. پس می توان گفت هنگامی که شما دو زبان را با هم یاد می گیرید مقایسه در ذهنتان صورت می گیرد و باعث می شود که عملکردتان تنزل پیدا کند. اما اگر زمان کافی برای کار داشته باشید این مشکل چندان شما را آزار نخواهد داد.
اما در پایان باید گفت اگر شما زمان کافی دارید یادگیری چندین زبان همزمان برایتان میسر است اما بهتر است زبان هایی را انتخاب کنید که دارای ریشه های متفاوت باشند.
یک مقاله خوب در این زمینه، این مقاله است:
How to lea more than one language at the same time?
در این مقاله نکاتی آورده شده از جمله اینکه:
- برای یادگیری چند زبان، عجله نکنید!
- برای یادگیری بیش از دو زبان به طور همزمان اقدام نکنید! یادگیری بیش از دو زبان، ساختار گرامری که در ذهن شما باید ساخته شود را خراب می کند.
- اگر لازم است دو زبان را به طور همزمان یاد بگیرید، دو زبان را که به هم شبیه نباشند انتخاب کنید.
یک اصل هم در تحقیقات اثبات شده و آن اینکه شما هر چه زبان بیشتری یاد می گیرید، یادگیری زبان جدیدتر برای شما آسان تر می شود. من این را الان در کلاس زبان فرانسوی درک می کنم. به طور مثال به محض اینکه استاد یک گرامر از این زبان را بیان می کند من به یکی از زبان های قبلی نگاشت می کنم و تا آخر می فهمم جریان از چه قرار است...
از طرفی، با توجه به اینکه ما در ایران معمولاً نمی خواهیم با زبان هایی که بلدیم صحبت کنیم، بلکه فقط برای Listening (درک شنیدار) نیاز داریم، به نظر می رسد مشکل خاصی در یادگیری زبان های بیشتر وجود نداشته باشد.
به هر حال، پیشنهاد نهایی این است که در یادگیری چند زبان عجله نکنید. اجازه دهید زبان اول تا حد قابل قبولی پیش برود و سپس به سراغ زبان بعدی بروید.
زبان هایی که پیشنهاد می شود شما به عنوان یک ایرانی زبان آن ها را به مرور یاد بگیرید، این ها هستند:
- انگلیسی
- عربی
- ترکی
- فرانسوی
اینکه چرا من برای آشنایی با زبان فرانسوی اقدام کردم، به خاطر یک حقیقت است و آن اینکه: حتماً می دانید که در سال های حکومت پهلوی، بسیاری از فرهیختگان ایرانی به فرانسه سفر می کردند و فرانسوی ها نیز در ایران رفت و آمد بسیار داشتند. همین موضوع باعث شده است که بسیاری از کلمات فارسی از زبان فرانسه وارد شوند. ما به عنوان یک فارسی زبان باید بدانیم که ریشه کلمات زبانمان چیست. همین کمک بسیاری در درک معنی عبارات و همینطور نگارش بهتر می کند.
به طور مثال، برای من خیلی جالب بود که در همین چند جلسه اول، متوجه شدم که مثلاً کلمه «بانو» یک کلمه فرانسوی است! همینطور کلمه «مانتو». یا مثلاً جالب است که کلمه «شانس» تلفظ فرانوسی کلمه Chance است! (فرانسوی ها Ch را همیشه «ش» تلفظ می کنند) شما با یادگیری زبان فرانسه متوجه می شوید که خیلی از کلمات فارسی از زبان فرانسوی وارد شده اند. اصلاً جالب است که ظاهراً اصطلاح «کیه؟» یک اصطلاح فرانسوی است! فرانسوی ها برای اینکه بگویند «او کیست؟» می گویند: Qui est? تلفظ آن به این صورت است: کی یِس؟ (مثل اصفهانی ها) Qui همان «کی» در فارسی ما است!
این کنجکاوی من در یافتن ریشه کلمات، تازگی ندارد! یادتان هست حدود ۱۰ سال پیش داستان کلمه «مزون» را گفتم؟ قریب به یک ماه من دنبال ریشه کلمه «مزون» می گشتم و نهایتاً فهمیدم این کلمه فرانسوی است و داستان جالبش را اینجا بیان کردم: داستان کلمه مزون؛ مزون به چه معناست؟
یک چیز که ظاهراً همه زبان شناسان می دانند این است که زبان فرانسوی بی قاعده ترین زبان دنیاست!!! یعنی شما به محض اینکه می آیید در ذهنتان یک قاعده برای یک جمله یا مثلاً اعداد بسازید، یک دفعه با یک حالت جدید از آن روبه رو می شوید! مثلاً جالب است بدانید که تقریباً در همه زبان ها اعداد صفر تا ۲۰ بی قاعده هستند و بقیه روی ریل می افتند و قاعده مند می شوند. اما زبان فرانسوی، اعدادش به ۵ دسته مختلف تقسیم می شود: صفر تا ۲۰ که بی قاعده است و باید حفظ کنید، ۲۰ تا ۶۹ یک جور است، از ۷۰ تا ۷۹ یک جور است، از ۸۰ تا ۹۹ قاعده خاص خود را دارد و از ۱۰۰ به بعد روی ریل می افتد!
از این نظر، شاید فرانسوی زبان پیچیده ای به نظر برسد. (البته منظور، پیچیدگی های بی دلیل و اضافی است نه پیچیدگی های مفید که در زبان عربی وجود دارد)
اما در کل گرامر آن قواعدی مثل فارسی و عربی دارد.
چیزی که برای من جالب است این است که شما در جلسات اول هیچ چیز از این زبان درک نمی کنید! مثل انگلیسی نیست که بالاخره از دوران راهنمایی با آن برخورد داشته باشید و یک چیزهایی بفهمید!
من خودم فکر می کردم فرانسوی خیلی شبیه به انگلیسی باشد اما حقیقت این است که با اینکه مثلاً الفبای آن هیچ فرقی با انگلیسی ندارد و بسیاری از کلمات همان هایی هستند که در انگلیسی هستند اما حداقل اوائل کار اینطور فکر نکنید که شباهتی بین این دو زبان باشد!!! خیلی چیزها فرق می کند!
مثلاً شما برای معرفی خودتان باید بگویید: Je suis Hamid Reza Niremand تصور کنید! Je suis چه شباهتی با I am دارد؟ یا مثلاً Je m'appelle Hamid Reza یعنی نام من حمید رضا است. این چه شباهتی با I am called Hamid Reza یا My name is Hamid Reza دارد؟
خواندن کلمات فرانسه خودش یک ماجرای عجیب است! شما تقریباً در هیچ زبانی که قبلاً یاد گرفته اید، نمی بینید که یک کلمه با ساکن شروع شود! چون تلفظ آن خیلی سخت می شود. اما در فرانسوی بسیاری از کلمات با ساکن شروع می شوند! مثلاً عدد ۳ به فرانسوی می شود trois این کلمه را باید اینطور ادا کنید: تغا (ت ساکن+غا) یا مثلاً کلمه French (به معنی فرانسوی) اینطور تلفظ می شود: Française ف ساکن+خانسِز
- تقریباً حرف آخر همه کلمات فرانسوی تلفظ نمی شود. مثلاً در کلمه trois حرف s تلفظ نمی شود.
- در فرانسوی صدای «ر» نداریم! این حرف اکثراً به «خ» و گاهی به «غ» تبدیل می شود. مثلاً عدد ۴ می شود: quatre و تلفظ می شود: کَتخ (=کدخ) (اسم من می شود: حمید خضا نیغومند! حالا فکر کنید من چقدر در این کلاس جلو خنده ام را می گیرم!!!)
- بسیاری از کلمات زبان فرانسوی همان انگلیسی هستند اما تلفظ و املای آن ها از زمین تا آسمان فرق می کند! مثلاً اگر می خواهید بگویید «ببخشید»، همان کلمه انگلیسی Pardon (پاردِن) است اما اینطور تلفظ می شود: پَخدِن!! یا مثلاً Page به صورت پَژ تلفظ می شود!! به همین دلیل وقتی استاد صحبت می کند، اوائل شما فکر می کنید چه کلمه سختی بیان کرد اما بعد که می نویسد می فهمید همان کلمه انگلیسی بود که بلد هستید!
- سختی اصلی زبان فرانسوی چسباندن کلمات به هم در تلفظ است! مثلاً به سمپلی که در پایین این صفحه است گوش دهید و سعی کنید بفهمید چطور کلمات با هم ترکیب می شوند!!!
- کتاب های مکالمه فرانسوی سری کتاب های Le nouveau TAXI است که بد نیست از اینجا دانلود کنید و نگاهی به آن ها بیندازید.

اگر به انگلیسی مسلط هستید و فرصت کافی دارید و دلتان برای لذت یادگیری یک زبان جدید تنگ شده، پیشنهاد می کنم یادگیری زبان فرانسوی را در دستور کار قرار دهید.
بد نیست انسان یک آشنایی اجمالی با همه زبان ها داشته باشد که اگر یک جمله ای جایی دید به طور دست و پا شکسته بفهمد منظور چیست!
طبق معمول، آموزش زبان بدون کلاس رفتن محال است! (ما هفت جلسه کلاس رفتیم هنوز درس اول از یونیت اول تمام نشده! چون کلی نکته لازم است که استاد باید با توجه به تجربه و آموزشی که دیده در کنار درس به شما بگوید که این ها در هیچ کتاب آموزشی نیست)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: سه شنبه 19 مرداد 1395 ساعت: 3:25
چند وقتی هست که سحرها دو سه صفحه از نهج البلاغه را می خوانم. با اینکه فعلاً فقط یک چهارم آن را خوانده ام اما از عظمت بیان امام علی (علیه السلام) آنقدر متعجب شده ام که بارها خودم را لعنت کرده ام که چرا من به خودم اجازه می دادم پیش از این، به جای این کتاب انسان ساز (بعد از قرآن)، کتاب دیگری را حتی نگاه کنم!؟
من نمی فهمم چرا اینقدر نهج البلاغه غریب است و حتی در محافل مذهبی ما چندان به مطالعه آن تشویق نمی شود!؟

باور کنید آنقدر جملات زیبا و عجیب انتخاب شده که انگار یک شاعر (هزاران برابر قوی تر از حافظ) ساعت ها فکر کرده تا جملات را کنار هم چیده و فراموش نکنیم که این ها خطبه است و امام، فی البداهه بیان می کرده.
یعنی آنقدر جملات زیباست که من چند وقت پیش وقتی ترجمه فارسی آن را بلند می خواندم، یک نفر که نزدیک من بود گفت: کتاب شعر می خونی؟
به هر حال، می خواهم در ادامه آن مطلب «چند جمله ای درباره «دنیا»» که ظاهراً مورد استقبال کاربران بود، خطبه ۱۱۴ امام که درباره دنیا است و فکر می کنم یک شاهکار ادبی باشد را اینجا به عنوان نمونه قرار دهم که ببینید چقدر بیان ایشان جذاب است. (حدس می زنم مخاطبان امام یک گروه از ادبا بوده باشند که اینطور امام اوج گرفته) خواهش می کنم تا آخر و با دقت بخوانید و دقت کنید که چقدر بیان ایشان در همه خطبه ها و به ویژه در این خطبه زیباست:
ستایش خداوند و شهادت بر یگانگی او
سپاس و ستایش خدایی را که حمد را به نعمت ها پیوست، و نعمت ها را با شکر قرین ساخت. او را بر نعمت هایش همانند بلایش سپاس می گوییم و از او می خواهیم تا بر این نفس هایی که در انجام آنچه امر شده سستی می کنند، و به آنچه نهی شده می شتابند ما را یاری رساند. از گناهانی که علمش بر آن محیط است، و کتابش آن را برشمرده آمرزش می طلبیم. علمی کامل و کتابی که چیزی را فروگذار نکرده.
به او ایمان می آوریم ایمان کسی که غیب ها را دیده، و به آنچه وعده داده شده واقف گشته، ایمانی که اخلاصش شرک را، و یقینش شک را از بین برده. و شهادت می دهیم که معبودی جز الله نیست. یگانه است و شریکی ندارد. و محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) بنده و فرستاده اوست. شهادت هایی که سخن را اوج می دهد و عمل را بالا می برد. ترازویی که این دو شهادت را در آن می نهند سبک نگردد، و ترازویی که این دو را از آن برگیرند سنگین نشود.
سفارش به تقوا
بندگان خدا! شما را به تقوا و پروای از خدا سفارش می کنم، که توشه ی سفر و پناهگاه است. توشه ای ست که به مقصد می رساند، و پناهگاهی است که از عذاب می رهاند، و شنونده ترین دعوت کنندگان به سوی آن فرا خوانده، و بهترین پذیرندگان، آن را پذیرفته. پس دعوت کننده به تقوا آن را به گوش مردمان رسانده و پذیرنده اش رستگار گشته.
بندگان خدا! تقوای الهی اولیای خدا را از ارتکاب محرمات بازداشت، و دلشان را با ترس از خدا همراه ساخت، به گونه ای که شب ها بیدارشان می دارد و در گرمای روز به روزه وا می دارد، پس آسایش فردا را با رنج امروز، و سیرابی فردا را با تشنگی امروز به دست آوردند. مرگ را نزدیک شمردند و به عمل نیکو مبادرت ورزیدند. آرزو را دروغ دانستند و مرگ را در نظر آوردند.
وصف دنیا
دنیا سرای فنا و رنج و دگرگونی ها و عبرت هاست. سرای فناست زیرا کمانش را کشیده، نه تیرش به خطا می رود، و نه جراحت هایش مداوا می گردد. زنده را با تیر مرگ و تندرست را با تیر بیماری، و نجات یافته از سختی را با تیر سختی و هلاکت نشانه رفته است. خورنده ای ست که سیر نمی گردد و نوشنده ای است که سیراب نمی شود. دنیا سرای رنج است، چون، انسان چیزی را گرد می آورد که نمی خورد و خانه ای می سازد که در آن نمی نشیند، پس از مدتی به سوی خداوند می رود در حالی که نه مالی بر می دارد و نه ساختمانی را با خود می برد. دنیا سرای دگرگونی است، زیرا تو می بینی کسی که روزی مردم بر وی ترحّم می کردند دیگر روز بر او غبطه می خورند، و آن که بر وی غبطه می خورند پس از مدتی بر او ترحم می کنند. و این نیست مگر به سبب نعمتی که از میان رفته و رنجی که فرود آمده. دنیا سرای عبرت است، چون تو می بینی که انسان همین که به آرزویش نزدیک می شود ناگهان مرگ درمی رسد و رشته امیدش را می بُرد. پس نه به آرزویش می رسد، و نه رها می شود [تا به زندگی ادامه دهد]. سبحان الله! چه فریبنده است سرور و شادمانی اش، و چه عطش آور است سیرابی اش، و چه گرمازاست سایه اش! نه آنچه می آید بازگرداندنی است، و نه آنچه گذشته بازگشتنی است. سبحان الله! چه نزدیک است زنده به مرده به خاطر ملحق شدنش به او، و چه دور است مرده از زنده به خاطر جدایی اش از او!
ارزیابی دنیا و آخرت
چیزی بدتر از شرّ نیست مگر کیفر و عقوبت آن، و چیزی بهتر از خیر نیست مگر پاداش و ثواب آن. هر چیز دنیا شنیدنش از دیدنش بزرگ تر است، و هر چیز آخرت دیدنش از شنیدنش باعظمت تر است. پس باید شنیدن آن [از زبان پیامبران] شما را از دیدنش و خبر دادنِ آن، شما را از غیب کفایت کند. بدانید آنچه از دنیا بکاهد و به آخرت بیفزاید بهتر است از چیزی که از آخرت بکاهد و بر دنیا بیفزاید. بسا کسی که از او کاسته شده و سود برده، و بسا کسی که بر او فزوده شده ولی زیان دیده! آنچه به آن مأمورید وسیع تر از چیزی است که از آن نهی شده اید، و آنچه برایتان حلال شده فزون تر از چیزی است که بر شما حرام گشته. پس اندک را رها کنید و فراوان را دریابید، و تنگنا را فروگذارید و به وسیع بپردازید.
روزی شما را خداوند بر عهده گرفته، و شما را به عمل فرمان داده. پس مبادا تلاشتان برای طلبِ روزیِ تضمین شده بیشتر از کوشش در عملی باشد که بر شما واجب گشته. اما به خدا سوگند شک در شما رخنه کرده، و یقینتان مخدوش شده، تا آنجا که گویا آنچه برایتان ضمانت شده بر شما واجب گشته، و آنچه بر شما واجب شده از عهده شما خارج گشته! پس به سوی عمل بشتابید، و از مرگِ ناگهانی بترسید، زیرا آن امیدی که به بازگشتِ روزیِ ازدست رفته است به بازگشت عمرِ سپری شده نیست! روزی ای که امروز از دست رفته امید است که فردا افزون گردد، ولی عمری که دیروز سپری شد دیگر امروز باز نخواهد گشت. امید به چیزی است که می آید، و یأس از چیزی است که گذشته، «پس از خدا پروا کنید آن سان که در خور او است، و جز بر دین اسلام نمیرید!» (آل عمران / ۱۰۲)
نمی دانم شما متنی شیرین تر از این متن تا به حال خوانده بودید؟ من که به جز در قرآن، نخوانده بودم! (حالا اگر کسی به زبان عربی به طور کامل مسلط باشد و متن عربی را بخواند فکر می کنم ده ها برابر به خاطر انتخاب کلمات هم قافیه و موزون و عجیب لذت ببرد! حقا که ایشان قرآن ناطق بوده اند)
من قبل از شروع مطالعه نهج البلاغه، ترجمه های مختلف آن را مرور کردم که بهترین را دست بگیرم. بلاشک بهترین ترجمه تا این لحظه از دکتر علی شیروانی است. یعنی واقعاً حق مطلب را ادا کرده اند. معادل بسیار خوبی برای همان کلمات موزون و تأثیرگذار امام انتخاب کرده اند و با نثر جالبی نوشته اند که انگار انسان دارد یک رمان زیبا را می خواند.
من نهج البلاغه ای که در پکیج عجیب و بسیار ارزشمند «گنجینه» است را دست گرفته ام. نمی دانم این پکیج گنجینه توسط چه تیم قدرتمندی آماده شده! از هر لحاظ که نگاه می کنی می بینی ذره ای کم نگذاشته اند. بهترین ترجمه ها، بهترین فونت، بهترین تایپ با بهترین علامت گذاری، بهترین جنس کاغذ و جلد، بهترین ... یعنی واقعاً ارزش دارد که انسان چند نسخه از این پکیج بگیرد و به دوستان و آشنایان هدیه بدهد. (همانطور که من از یکی از دوستان در این سایت هدیه گرفتم و با توجه به قیمت منصفانه ای که دارد سعی می کنم هر کجا لازم باشد از این پکیج هدیه بدهم)
فکر می کنم به این کتاب عظیم جفا شده است! ما کلی دنبال کتاب اخلاقی و انسان ساز می گردیم در حالی که این کتاب هر جمله اش Bold کردن دارد!
من در برنامه ریزی هایم قرار دادم که اگر لیاقت بود، یک کار خوب در زمینه نهج البلاغه انجام دهم. (إن شاء الله) (مثلاً یکی از کارها که می شود انجام داد: ترجمه صوتی با لحن دکلمه های رادیو یا ساخت کلیپ های صوتی از خطبه های جذاب تر)
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
ــــــــــــــــــــــــــــــ
* متن ترجمه با کمک Google Translate از روی کتاب خوانده شد و تقریباً ۸۰ درصد همه جملات تایپ شد و بعد اصلاح شد. تجربه خوبی بود... اگر حوصله تایپ یک متن را ندارید، با Google Chrome وارد Google Translate بشوید و روی دکمه میکروفون کلیک کنید و بخوانید تا گوگل به زیبایی و سرعت تایپ کند...

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: سه شنبه 12 مرداد 1395 ساعت: 23:13
هر چند من از ابتدای ظهور شبکه های اجتماعی (که خیلی از کاربرها آن زمان اینترنت را تجربه نکرده بودند) نسبت به آن ها خوش بین نبودم و الان بیشتر نیستم و استفاده نمی کردم و نمی کنم، اما به خاطر گروهی که هم کلاسی های دکترا راه اندازی کردند مجبور به نصب و استفاده از تلگرام شدم.
به نظر می رسد ایده تلگرام نسبت به بقیه شبکه ها مفیدتر باشد. تلگرام باعث شده خیلی از خانواده ها که از هم دور بودند حالا در یک گروه خانوادگی با هم هر لحظه در ارتباط باشند و تبادل داده و نظر کنند. تلگرام بسیاری از هم کلاسی ها را در یک کلاس مجازی به طور دائم در کنار هم قرار داده. تلگرام در نشر سریع اخبار بسیار مؤثر بوده و خیلی مزایای دیگر...
هر چند پیش بینی می کنم تلگرام هم مانند فیسبوک و یاهو مسنجر و فرندفید و ده ها نمونه دیگر خیلی زود از مود بیفتد (و حتی احتمال می دهم با این روالی که در پیش گرفته با حجم عظیم داده و هزینه های سنگین نگهداری آن ها مواجه شود) اما به هر حال، فعلاً بر سر زبان هاست...
در کنار همه مزایایی که تلگرام دارد اما، معایبی هم دارد که به خصوص برای آن ها که برای زندگی شان برنامه ریزی دقیق دارند، یک گزینه خطرناک به حساب می آید. (مثلاً یکی از عیب های آن که من در بین دانشجوهایم دیده ام، عادی شدن صحبت خودمانی و خطاب با فعل و ضمیر مفرد بین دختر و پسرهای جوان و مشکلات بعدی آن به خصوص مشکلات روحی آن است)
اما فکر می کنم بزرگ ترین عیبی که امثال تلگرام دارند و باید حواسمان به آن باشد، پراکنده خوانی است!
یعنی ساعت ها وقت شما را می گیرند و شما همینطور مطالب کوتاه و غیرمرتبط را مطالعه می کنید و بعد، فکر می کنید مطالعه کرده اید (و اصلاً چشم شما خسته می شود) و طبیعتاً دیگر سراغ مطالعه کتاب دیگر یا دیدن دوره آموزشی دیگر نمی روید.

ببینید، قبول کنید یا نه، این نوع مطالعه یک نوع «سرخوشی موقت» است! شما صدها مطلب و صوت و ویدئوی کوتاه را هم که با این منوال مرور کنید، نهایتاً چیزی دستگیرتان نمی شود.
البته که بی تأثیر نیست اما من می خواهم بگویم ای کاش این تأثیر مثبت اندک وجود نمی داشت!
دقت کنید، یک مثال بزنم: یک نفر را تصور کنید که هر روز ده هزار تومان صدقه می دهد... بعد به سال خمسی که می رسد، به ذهنش می آید که من کلی مال در راه خدا داده ام، پس دیگر خمس ندادم مشکلی نیست! در حالی که ای کاش هیچ کدام از آن صدقه ها را نمی داد و در عوض خمس می داد! چون صدقه یک چیز مستحب است اما خمس، واجب است! پس، شخص به خاطر آن صدقه ی خوب از یک خوب ترِ واجب بازماند!
حالا، مطالعه لازم است اما نه آن نوع مطالعه ای که در تلگرام وجود دارد! مطالعه باید طبق یک سیر مطالعاتی و منظم باشد، نه هر چه به چشم انسان آمد!
شما اگر آن مطالعه تلگرامی را انجام ندهید خیلی بهتر است چون مثلاً بعد از یک هفته یا یک ماه مطالعه نکردن، از این وضعیت بدتان می آید و به این فکر می افتید که یک کتاب بگیرم و مطالعه کنم... و اینطوری حداقل یک کتاب را به طور منظم مطالعه می کنید اما اگر هر روز دو سه ساعت مطالب گروه ها و کانال های مختلف تلگرام را مطالعه کنید، چون از نظرِ خواندن، ارضا شده اید دیگر سراغ مطالعه کتاب نمی روید.
مثلاً برادر من تا پارسال هر بار یک کتاب از من برمی داشت و مطالعه می کرد، اما از وقتی این تلگرام آمده او دائم وقتش را با آن پر می کند و دیگر سراغ مطالعه کتاب نمی رود!
ممکن است بگویید حوصله خواندن کتاب را ندارم، با تلگرام بیشتر حال می کنم! خوب، دوره های آموزشی ویدئویی در زمینه های مختلف در اینترنت پُر است. یکی را دانلود کنید و دوره ویدئویی ببینید. مثلاً من خودم بعد از اینکه دوره علوم اعصاب شناختی را تمام کردم، برای این یک هفته آینده برنامه ریزی کرده ام که دوره ویدئویی عکاسی دیجیتال دانشگاه هاروارد را ببینم. بعد از آن یک دوره در مورد Machine Leaing و به همین صورت... اصلاً کل سایت مکتب خونه را زده ام دانلود و دارم دوره های مفید آن را جدا می کنم که به مرور مشاهده کنم.
یکی از دلایلی که در مطلب «پیشنهاد برای فارغ التحصیلان: در رشته های دیگر تحصیل کنید!» گفتم که اگر اهل مطالعه هستید، در رشته های دیگر و به طور رسمی تحصیل کنید، همین است. علاوه بر اینکه طبق یک سرفصل اصولی مطالعه می کنید، نهایتاً یک مدرک هم دارید که من این مباحث را به طور اصولی گذرانده ام.
پس، لطفاً مراقب باشیم که خودمان را با مطالعه پراکنده که در تلگرام انجام می دهیم گول نزنیم و فکر نکنیم اهل مطالعه شده ایم! این نوع مطالعه شاید اگر نباشد بهتر باشد!
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند
برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت: 2:52
اگر به هر دلیلی نیاز دارید که بدانید شکلک ها (یا همان Emojiها) در سیستم عامل ها و دستگاه های مختلف به چه صورت دیده می شوند، می توانید به سایت EmojiPedia.org مراجعه کنید:

مثلاً می توانید کلمه wink (به معنی چشمک زدن) را جستجو کنید و ببینید در حدود ۱۰ محیط مختلف این آیکون چطور طراحی شده.
یا می توانید تمام آیکون های یک محیط مثل اپل را دانلود کنید:
به این صفحه وارد شوید و بعد از لود کامل، صفحه را به طور کامل ذخیره کنید. در طراحی وب یا کارهای مشابه می توانید از آن ها استفاده کنید. البته فکر می کنم آیکون های EmojiOne بیشتر با طراحی Flat متناسب باشد.
این هم از چیزهای مسخره دنیای کامپیوتر است! هر دستگاهی یک شکل و شمایل برای شما نشان می دهد! تصور کنید چقدر فرق است بین چشمکی که من در دستگاه اپل برای شما می فرستم و چشمک بی احساسی که در دستگاه گوگل به شما می رسد! فکر می کنم باید تجدید نظری در این زمینه بشود... کار جالبی نیست که شکلک ها با هم متفاوت باشند... اصلاً یکی از دلایلی که من به این سایت رسیدم این بود که برای یک نفر یکی از این آیکون ها فرستادم و احساس کردم یک سوء تفاهمی رخ داده (خیلی «جدی» به دست آن شخص رسیده بود!). در این سایت نگاه کردم، دیدم انصافاً آن منظور من در آن شرایط در آیکون اپل احساس می شد اما در آندروید نه...
موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: يکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت: 22:34